X
تبلیغات
رایتل
هرمز نو
 
 
 
ملکوت کلمات
]

بعد ازظهر پنجشنبه در حال عبور از ترافیک گره خورده خیابانهای بندرعباس  ، پیامک محمد ذاکری - شاعر و نویسنده بندرعباسی حــال من را هـم مانند این تـرافیک در هم پیچاند : (احمد عزیزی در کما ست) دیگر کسی باغ ملکوت را نمی سراید...در آن سالهای ابتدایی شعر و شاعــــری با شعر احمد عزیزی انس بسیاری داشتم شـــــــاعران تازه کار وقتی برای روزهــــــای اول به انجمن شعر می آمــدند و شعرشان با مشکلات زبانی همراه بود «کفشهای مکاشفه» عزیزی را برایشان پیشنهاد مـــی کردم  و البته خیلی از مشکلاتشان را حل می کرد.

تازه قراربود روز دوشنبه با شب شعر «گلهای آفتابگردان» یادمان «قیصر امین پور» را برگزار کنیم ولی احمد عزیزی هم...

عزیزی چهارم دی ماه سال ۱۳۳۷ در سر «پل ذهاب» کرمانشاه به دنیا آمد. وی در کودکی با عشایر سیاه چادرنشین حشر و نشر فراوان داشت و قبل از رفتن به دبستان، خواندن و نوشتن را بدون داشتن معلم و تنها از روی کنجکاوی و تأمل و دقت از نوشته‌های روی تابلوها و اسامی خیابانها و... فرا گرفت.

وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به دعوت شمس آل احمد به تهران آمد و موفق به دیدار شهید آیت‌الله مطهری شد.عزیزی با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به همراه خانواده اش به تهران آمد و در این شهر اقامت گزید و به همکاری با روزنامه جمهوری اسلامی پرداخت.

از آثار این شاعر دفاع مقدس می‌توان به مجموعه‌هایی چون: «کفش های مکاشفه» (۱۳۶۷)، «شرجی آواز» (۱۳۶۸)، «خابنامه و باغ تناسخ» (۱۳۷۱)، «ترجمه زخم» (۱۳۷۰)، «باران پروانه» (۱۳۷۱)، «رودخانه رویا» (۱۳۷۱) و «سیل گل سرخ»(۱۳۵۲)، اشاره کرد

 

من کتاب درد را خواهم گشود
بی امان و با امان خواهم سرود
 قصه‏ای دارم سراسر ماجرا
قصه‏ای با گوش مردم اشنا
 گوش کن از درد می‏ گویم سخن
چیست غیر از درد مردم درد من
 درد مردم چیست غیر از درد عشق 
آفرین بر عشق و دستاورد عشق
 یک نسیم از درد عشق است این بهار 
آی دستاورد عشق است این بهار
 درد عشق آبستن بیداری است
انقلاب مست در هشیاری است
 پر کنید از اشک خونین جام چشم
بشکنید ای مردمان بادام چشم
قرار یک بازی زیبا
از سال 82 که در دنیای مجازی وبلاگ «سمت دریا » را راه انداختم همواره گرچه به صورت پراکنده و گاهی خط خطی ولی در این فضا باقی مانده ام دوستان بسیاری یافته ام و همیشه شاهد محبت و لطف آنها بوده ام ولی هیچگاه نتوانسته ام همپای آنها پیش بروم زیرا وبلاگ نویسی تنها گوشه کوچکی از فعالیت های روزمره مرا پر کرده است هر گاه خواسته ام این حضور را پررنگ تر کنم زمان و مشغله های ریز و درشت دیگر این اجازه را از من گرفته است...
این مقدمه را گفتم تا در مورد قرار یک بازی وبلاگی که خواهر خوبم «انبا مینو» مرا به آن دعوت کرده است بگویم موضوع نام بردن از هفت آهنگ مورد علاقه و دعوت از وبلاگ نویس دیگر به این بازی است
یک
در مورد نام بردن از هفت آهنگ مورد دلخواه واقعن با مشکل روبرو هستم موسیقی دنیایی از لذت است چگونه می شود ...تنها می توانم از کارهایی که این روزها بیشتر گوش می کنم نام ببرم:
1)     کارهای «محسن نامجو» البته ترنج ش چیز دیگری است
2)     آلبوم گروه کیویسک
3)     شجریان ( مخصوصا تصنیف های زیبایش)
4)     علیرضا افتخاری
5)     موسیقی نوبان و زار کار بابا درویش و ماما حنیفه
6)     Various artists   با آلبوم  Buddha bar vol.10
7)     کارهای محمد نوری:آوازهای سرزمین من ، ماه در افق ، جلوه های ماندگار و...
 
دو
طبق قاعده این بازی باید هفت نفر از بلاگرها را هم به این بازی دعوت کنم با یک جستجوی مختصر متوجه شدم تقریبا همه آنها به این بازی دعوت شده اند این هم از عوارض دیر رسیدن است ...
 
 

»

تاریخ : شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1386
2
 
 

انجمن ادبی