X
تبلیغات
رایتل
هرمز نو
 
 
 
درد های بزرگ - آرزوهای کال
]

(۱)

حوادث زندگی بد جوری با هم گره خورده اند گاهی سیر حوادث پیرامونت آنقدر متناقض نما پیش می رود که تو را حیرت زده می کندغم ها ...شادی ها....عید ...نوروز...و بالاخره ...مرگ... امروز عصر با تعدادی از همکاران اداری به روستای گورزانگ رفته بودم آنجا مراسم ختم دانش آموز کلاس سوم راهنمایی مدرسه شهید بازماندگان بود او در یکی گودالهای مملو از آب حاشیه روستا غرق شده بود این گودال ها را شرکت های  شن و ماسه برای برداشت شن حفر کرده اند و در این روزهای بارندگی مملو از آب شده است. اکنون داریم دنبال مقصر می گردیم ...باران مقصر است ؟ ...گودال های مملو از آب مقصرند؟...شرکت های ...مقصرند؟؟؟....هنوز صدای ضجیه مادر داغدارش در گوشم تکرار می شود.   

 

(۲) 

دنیای وبلاگ نویسان گرچه گاهی به شدت هم پای تقویم های رو میزی پیش می رود اما در فرصت های مختلف اندیشه های خلاق این دنیای ترد و شکننده را تاب نمی آورند و با تلنگری از جنس بهار طراوت را به ارمغان می آورند مناسب های تکراری را قلم می گیرند و اراده می کنند تا از دریچه صبح دنیا را زلال و بی تکلف تماشا کنند بی گمان تلنگر دخت کنگ از همین جنس است 

  

(۳) 

با تلنگر دخت کنگ برای مروری بر آنچه در سال گذشته بر ما گذشت و گفتن از آرزو های پیش رو من هم توسط وبلاگ بنگری به این گفتمان دعوت شدم تا از خودم بگویم از آنچه بر من گذشت است و آنچه پیش رو دارم  

 

(۴) 

آنچه بر من در سال گذشته پیش آمد بی گمان در سایه شوم مرگ برادر از دست رفته ام قرار گرفته است هنوز غم این تراژدی سخت مرا رها نکرده است و سال گذشته را برایم سال تحمل دردهای بزرگ کرده است سالی که به هر سویش می نگرم سراغی از درد و داغ با خود دارد حتی تولد مبینای عزیز این یادگار نازنین برادرم هم نتوانست ذره ای از روزهای اندوهناکم بکاهد  

 

(۵) 

آرزوهای پیش رویم در حاله ای از تردید مقابلم ایستاده اند دو مجموعه از شعرهایم که آنها را برای چاپ آماده کرده ام اما دریغ و...مجموعه از شعر بچه های میناب که حاصل تلاش بیست ساله در این عرصه است و برای جاپ آن به هر دری می زنم و آرزوهای ریز و درشت دیگری که هنوز کال مانده اند.


»

تاریخ : دوشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1388
2
 
 

انجمن ادبی