X
تبلیغات
رایتل
هرمز نو
 
 
 
]

...و خبر مثل شب خوانی یک زنجره طولانی بود... 

...ساعت ۶:۲۳ دقیقه بعد ازظهر روز سه شنبه پنجم خرداد ماه...زنگ تلفن... صدای مضطرب سعید آرمات ...: ساجده کشمیری در راه صعود به دماوند جانش را از دست داد... خبر مانند آواری بر سرم ویران شد بهت زده ادامه حرفهای سعید را دنبال می کردم ...سکوت ...خیره شدن به نقطه ای از دیوار....چگونه می شود باور کرد !!! شماره فاطمه زارع را می گیرم ...پیغام خاموشی می شنوم و خاموش می شوم چشم می گردانم همه چیز رنگ اضطراب به خود گرفته است دارم ساجده را مرور می کنم ...آخرین دیدار ...برای مراسم رو نمایی از مجموعه دومش رفته بودم ...خانه شهریاران جوان ...و فرصت دیدار دوباره مقدور نشد  

 

بزرگ بود  

   واز اهالی امروز...  

وقتی زنگ زد در مسیر رفتن به جیرفت بودم قرار بود جلسه نقد و بررسی مجموعه شعر اولش برگزار شود دعوتم کرد تا در این برنامه شرکت کنم ودر مورد کتابش صحبتی داشته باشم با اینکه در روزهای پر مشغله ای قرار داشتم نتوانستم درخواستش را رد کنم . 

وقتی به محل مراسم در فرهنگسرای طوبی رسیدم گویا هنوز کسی نیامده بود ساجده با یکی از دوستانش سخت مشغول آماده کردن مقدمات مراسم بودند بالاخره کم کم جمعیت از راه رسیدند و سالن کوچک و محقر مراسم پر شد در طول مراسم می دیدم که چگونه با شوق تمام برنامه را می چرخاند من در مورد مجموعه او صحبت کردم حتی نقدی هم بر نوع زبانی که در شعرهایش از آن سود می بردم داشتم دوستان دیگری هم با شور و حرارت بسیار حرف زدند اما او بسیار آرام بود همه نظرها  را با دقت زیاد می شنید

و با تمام افق های باز نسبت داشت...

ساجده به فاصله نه چندان دوری از شاعران هم نسل خود من به حساب می آمد شاعری که با جسارتی مثال زدنی در حوزه زبان جستجوگری نحوی تازه در زبان شعر بود و این ویژگی شعر او را متفاوت کرده بود هرچند این شکستن نامتعارف نحوی در خیلی از مواقع ضروری به نظر نمیرسید اما تلاش او برای رسیدن به یک فضای تازه همواره قابل تحسین بود در این روزه ساجده کشمیری در میان شاعران هم نسل خود در هرمزگان چهره ای شاخص به حساب می آمد ممارست و پافشاری او برای استفاده از این ویژگی توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود این توجه را بویژه می شد در جلسه نقد و بررسی دومین محموعه ساجده به وضوح حس کرد.  

 

 

...و لحن آب و زمین را چه خوب می دانست 

صداش به شکل... 

ساجده کشمیری بی گمان یک شاعر بود با تمام ویژگی هایی که برای یک شاعر متصور است ساکت و صبور ...پرسه مداوم او میان کوه و شعر بی گمان ریشه در همین ویژگی هایش دارد  ساجده بر خلاف زبان سخت و گاهی غیر متعارفش در شعر در برخوردهایش بسیار ساده و بی شیله پیله بود  همیشه سعی می کرد تمام صداها را بشنود. تلاشش برای برگزاری جلسه نقد و بررسی برای هر دو مجموعه اش بدون شک ناشی از همین نگاه جستجوگر او بود

 

 


»

تاریخ : پنج‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1388
2
 
 

انجمن ادبی