X
تبلیغات
رایتل
هرمز نو
 
 
 
]

یکی از دغدغه های شاعر امروز تجربه کردن شکلهای مختلفی از بیان متن است برای یافتن مناسب ترین شکل ممکن ، نحله های مختلف را به بوته تجربه می گذارد . شاعر مجموعه ی « شکل چندم از منی » نیز از این قاعده فارغ نیست .

جواد قاسمی شاعر جوان هرمزگان با اولین مجموعه ی شعرش تلاش خود را برای جستجو و رسیدن به مطلوب ترین شکل بیان متن به تماشا گذاشته است . او این پروسه را در شکل های زبانی ، حوزه ی معنا ، خلق تصابر و ... دنبال کرده است . نگاه او به واژه ها برای خلق معنی ، تلاش برای رسیدن به قرائتی متفاوت از کلمات است : هر کلمه خودش می شود / دور سرم می چرخد / با کلمات آشتی کرده ام / می آیند توی دلم می نششینند / می خندند / هی ..... هی ...... آنها کلمه بودند / ... ( ص 14 )

 

کلمات و واژه ها به عنوان عناصر سیال ذهن ، دالان ارتباط را میان مولف و مخاطب شکل می دهند یکی از دغدغه های شاعر امروز بهره گیری از تمام ظرفیت های سیال زبان و در عین حال رسیدن به ارتباطی کامل و عمیق با مخاطب است تلاش شاعر در این مجموعه به روشنی گویای این مطلب است . شاعر با ترسیم دغدغه های انسان امروز و بهره گیری حداکثری از قدرت نهفته و سیال واژه ها بر خلاف بسیاری از شاعران هم نسل خود سعی در کشیدن دیوار حایل میان خود و مخاطب شعرش نیست . او روزنه های بسیاری را برای ورود به دنیای مخاطبانش جستجو می کند .

کلمه برای شاعر الزاماً قرائت قراردادهای رایج نیست به موازات نام کتاب او در رسیدن به شکل تازه ای از قرائت کلمات و واژه هاست :  این تاریخ / ببخشید جغرافیا / بوی خودش را دارد / بوی تا کربلا / بلا / بالا و هی آنچه که مادرم می خواند / ......... ( ص 28 )

این تلاش برای رسیدن به شکل تازه ای از قرائت متن و معنا حتی در چینش واژه ها و مصراع ها به چشم می آید هر چند در بسیاری از مواقع شکل تصنعی به خود گرفته است ولی در پاره ای از موارد به ویژه مواقعی که شاعر بار تاکیدی معانی را روی دوش واژه یا ترکیب های خاص می گذارد گره گشا و عصای دست شاعر می شود :

خنده را بلند کرده اند / جنگ نه / این خنده صورت خوبی ندارد / ...خواهرم / مادرم/ دیگر کار نمی کنند / پدرمان هم / درآورده اند ... (ص 27)

 کلمات گاهی در دست شاعر مانند آینه ای چرخ می خورند هر لحظه در برابر صورتی گرفته می شوند و تصاویر مختلفی در این آینه منعکس می شود شاعر اصرار دارد این آینه را دائماً در برابر چهره ای بگیرد تا نقش خود را در آن ببیند : دارم می ترسم در این هوا / دو هوا شده ام / هو مند وهوای کرکره / ... (ص 50)

رسیدن به لایه های درونی شعر و ذهن شاعر چندان سخت به نظر نمی آید هر چند شاعر در بسیاری از سطرها مهار واژگان را به اختیار عنصر سیال ذهن سپرده است اما معانی چندان دور از ذهن نیستند شاعر برای یافتن سوژه هایش از پرده های تو درتوی ذهن عبور نکرده است این موضوع اگر چه در پاره ای از موارد وزن محتوایی شعر را سبک کرده است ولی گاهی هم موضوع از منظر برتری چهره شده و بر نگاه و باور شاعر رنگی از سادگی و صمیمیت پاشیده است : در لب های تو/ درنوک انگشتان تو / در اقصای بدن تو / ناشناخته هایی پنهان است / حالا تو هی بگو / کریستف کلمپ / (ص 43)

شاعر برای چینش شعرها در کتاب ترتیب خاصی را رعایت نکرده است اما هر چه به پایان کتاب نزدیک تر می شویم شعرها کوتاه تر و موجزتر می شوند ناخودآگاه برای مخاطب این شایبه احساس می شود که گفتمان شاعر به پایان رسیده و سطرهای آخر به زور خود را به صفحات سنجاق کرده اند .

برای جواد قاسمی که در ایستگاه آغازین است آرزوی موفقیت روز افزون دارم . روزهای روشن تر از این برایش در راهند .( پایان) 


»

تاریخ : یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1391
2
 
 

انجمن ادبی