X
تبلیغات
رایتل
هرمز نو
 
 
 
ابزار فرهنگی یا فرهنگ ابزاری؟!
]

دیروز وقتی داشتم از جلو یک مرکز فرهنگی در شهر می گذشتم پارچه نوشته ای توجهم را جلب کرد ، پارچه نوشته ای که متن آن تسلیت به مناسبت درگذشت یک هنرمند بومی بود ، اما هر چه فکر کردم یادم نیامد  که هنرمند درگذشته  چه زمانی و در چه رشته ای فعالیت هنری داشته است . در تماس با دوستان هنرمندم  موضوع برایم روشن شد ، او هنرمند سالهای دور این شهر بوده است که البته در این سالها در کنج عزلت خویش خزیده بود و کسی از او سراغی نمی گرفت و حال و روز این سالهایش نیز چندان مناسب نبوده است .  

 

وقتی با خودم بیشتر اندیشیدم یادم آمد که از این پارچه نوشته ها در این سالهای اخیر کم نبوده است هنرمندانی که تا دیروز هیچ یادی از آنهانمی شد به یکباره هنرمند ماندگار لقب می گیرند و حتی برایشان یادمان هم گرفته می شود . بارها و بارها مسئولین رده بالای فرهنگی از هنرمندان و هنرشان به عنوان ابزارهای مفید فرهنگی یاد کرده اند و تأکیدداشته اند که تنها راه مبارزه یا تهاجم فرهنگی ، مسلح بودن به ابزارهای فرهنگی مناسب است ، اما براستی اینگونه بوده است . حکایتهای اینچنینی بیش از آنکه مروج ابزارهای سودمند فرهنگی باشد بلکه خبر از ترویج فرهنگی به نام فرهنگ ابزاری می دهد . فرهنگی که اهتمام آن بر خلاف تأکیدهای صورت گرفته در این حوزه به استفاده ابزاری از نامها خیز برداشته است . هنرمندی که تا دیروز در کنج عزلت خود از یادها رفته بود به یکباره نام درستش بر سینه دیوار مراکز فرهنگی می درخشد تا همگان بدانند که این مرکز فرهنگی از هنرمندان غافل نیست و خبر مرگشان را به این وسعت انعکاس می دهد .

در چارچوب توسعه فرهنگی ، هنرمند و هنر خلق شده است به عنوان یک ابزار سودمند می تواند غنای هر چه بیشتر آن را فراهم آورد . آیا نمی اندیشیم که در این حوزه دچار تو هم شده ایم و راه را به اشتباه برگزیده ایم . توسعه فرهنگی همه جانبه به تقویت ابزارهای فرهنگی نیازمند است و در این میان ، هنرمند به عنوان خالق اثر و هنر خلق شده اش باید در ارج باشد و آن را قدر بدانیم . نگاه ابزاری به هنر و هنرمندان بیش از آنکه باعث تقویت توسعه فرهنگی باشد تخم بدبینی را میان این جمع می باشد . و آنها را از نزدیک شدن به این مکانها دور و دورتر می کند .


»

تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1389
2
 
 

انجمن ادبی