آرشیو

مترجم متن ۱۶ زبان مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
ترتیل کامل قرآن
ترتیل کامل قرآن کریم
با صدای استاد شهریار پرهیزگار
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 7 خرداد ماه سال 1388
توقف شعر در ارتفاع(برای ساجده کشمیری)

...و خبر مثل شب خوانی یک زنجره طولانی بود... 

...ساعت ۶:۲۳ دقیقه بعد ازظهر روز سه شنبه پنجم خرداد ماه...زنگ تلفن... صدای مضطرب سعید آرمات ...: ساجده کشمیری در راه صعود به دماوند جانش را از دست داد... خبر مانند آواری بر سرم ویران شد بهت زده ادامه حرفهای سعید را دنبال می کردم ...سکوت ...خیره شدن به نقطه ای از دیوار....چگونه می شود باور کرد !!! شماره فاطمه زارع را می گیرم ...پیغام خاموشی می شنوم و خاموش می شوم چشم می گردانم همه چیز رنگ اضطراب به خود گرفته است دارم ساجده را مرور می کنم ...آخرین دیدار ...برای مراسم رو نمایی از مجموعه دومش رفته بودم ...خانه شهریاران جوان ...و فرصت دیدار دوباره مقدور نشد  

 

بزرگ بود  

   واز اهالی امروز...  

وقتی زنگ زد در مسیر رفتن به جیرفت بودم قرار بود جلسه نقد و بررسی مجموعه شعر اولش برگزار شود دعوتم کرد تا در این برنامه شرکت کنم ودر مورد کتابش صحبتی داشته باشم با اینکه در روزهای پر مشغله ای قرار داشتم نتوانستم درخواستش را رد کنم . 

وقتی به محل مراسم در فرهنگسرای طوبی رسیدم گویا هنوز کسی نیامده بود ساجده با یکی از دوستانش سخت مشغول آماده کردن مقدمات مراسم بودند بالاخره کم کم جمعیت از راه رسیدند و سالن کوچک و محقر مراسم پر شد در طول مراسم می دیدم که چگونه با شوق تمام برنامه را می چرخاند من در مورد مجموعه او صحبت کردم حتی نقدی هم بر نوع زبانی که در شعرهایش از آن سود می بردم داشتم دوستان دیگری هم با شور و حرارت بسیار حرف زدند اما او بسیار آرام بود همه نظرها  را با دقت زیاد می شنید

و با تمام افق های باز نسبت داشت...

ساجده به فاصله نه چندان دوری از شاعران هم نسل خود من به حساب می آمد شاعری که با جسارتی مثال زدنی در حوزه زبان جستجوگری نحوی تازه در زبان شعر بود و این ویژگی شعر او را متفاوت کرده بود هرچند این شکستن نامتعارف نحوی در خیلی از مواقع ضروری به نظر نمیرسید اما تلاش او برای رسیدن به یک فضای تازه همواره قابل تحسین بود در این روزه ساجده کشمیری در میان شاعران هم نسل خود در هرمزگان چهره ای شاخص به حساب می آمد ممارست و پافشاری او برای استفاده از این ویژگی توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود این توجه را بویژه می شد در جلسه نقد و بررسی دومین محموعه ساجده به وضوح حس کرد.  

 

 

...و لحن آب و زمین را چه خوب می دانست 

صداش به شکل... 

ساجده کشمیری بی گمان یک شاعر بود با تمام ویژگی هایی که برای یک شاعر متصور است ساکت و صبور ...پرسه مداوم او میان کوه و شعر بی گمان ریشه در همین ویژگی هایش دارد  ساجده بر خلاف زبان سخت و گاهی غیر متعارفش در شعر در برخوردهایش بسیار ساده و بی شیله پیله بود  همیشه سعی می کرد تمام صداها را بشنود. تلاشش برای برگزاری جلسه نقد و بررسی برای هر دو مجموعه اش بدون شک ناشی از همین نگاه جستجوگر او بود

 

 


دوشنبه 24 فروردین ماه سال 1388
درد های بزرگ - آرزوهای کال

(۱)

حوادث زندگی بد جوری با هم گره خورده اند گاهی سیر حوادث پیرامونت آنقدر متناقض نما پیش می رود که تو را حیرت زده می کندغم ها ...شادی ها....عید ...نوروز...و بالاخره ...مرگ... امروز عصر با تعدادی از همکاران اداری به روستای گورزانگ رفته بودم آنجا مراسم ختم دانش آموز کلاس سوم راهنمایی مدرسه شهید بازماندگان بود او در یکی گودالهای مملو از آب حاشیه روستا غرق شده بود این گودال ها را شرکت های  شن و ماسه برای برداشت شن حفر کرده اند و در این روزهای بارندگی مملو از آب شده است. اکنون داریم دنبال مقصر می گردیم ...باران مقصر است ؟ ...گودال های مملو از آب مقصرند؟...شرکت های ...مقصرند؟؟؟....هنوز صدای ضجیه مادر داغدارش در گوشم تکرار می شود.   

 

(۲) 

دنیای وبلاگ نویسان گرچه گاهی به شدت هم پای تقویم های رو میزی پیش می رود اما در فرصت های مختلف اندیشه های خلاق این دنیای ترد و شکننده را تاب نمی آورند و با تلنگری از جنس بهار طراوت را به ارمغان می آورند مناسب های تکراری را قلم می گیرند و اراده می کنند تا از دریچه صبح دنیا را زلال و بی تکلف تماشا کنند بی گمان تلنگر دخت کنگ از همین جنس است 

  

(۳) 

با تلنگر دخت کنگ برای مروری بر آنچه در سال گذشته بر ما گذشت و گفتن از آرزو های پیش رو من هم توسط وبلاگ بنگری به این گفتمان دعوت شدم تا از خودم بگویم از آنچه بر من گذشت است و آنچه پیش رو دارم  

 

(۴) 

آنچه بر من در سال گذشته پیش آمد بی گمان در سایه شوم مرگ برادر از دست رفته ام قرار گرفته است هنوز غم این تراژدی سخت مرا رها نکرده است و سال گذشته را برایم سال تحمل دردهای بزرگ کرده است سالی که به هر سویش می نگرم سراغی از درد و داغ با خود دارد حتی تولد مبینای عزیز این یادگار نازنین برادرم هم نتوانست ذره ای از روزهای اندوهناکم بکاهد  

 

(۵) 

آرزوهای پیش رویم در حاله ای از تردید مقابلم ایستاده اند دو مجموعه از شعرهایم که آنها را برای چاپ آماده کرده ام اما دریغ و...مجموعه از شعر بچه های میناب که حاصل تلاش بیست ساله در این عرصه است و برای جاپ آن به هر دری می زنم و آرزوهای ریز و درشت دیگری که هنوز کال مانده اند.


جمعه 30 اسفند ماه سال 1387
دلم برای ماهی های سرخ کوچولو می سوزد

سلام بهار ...سلام سال نو... این روزها شهر عجیب شلوغ است آدم ها تند  تند راه می روند تند تند خرید می کنند تند تند حرف می زنند و بالاخره دارند برای آمدن سال نو آماده می شوند سبزه خریده اند آجیل ُ شیرینی  و همینطور ماهی سرخ کوچولو ...ماهی را در تنگ آب رها کرده اند گذاشته اند تا زینت سفره هفت سین شان باشد ماهی دارد تند تند نفس می زند ماهی دارد خودش را به در و دیوار تنگ بلور می کوبد. ماهی چاره ای ندارد او باید در دوران سرسام آور تنگ بچرخد او باید سفره هفت سیت این خانه را زیبا کند ماهی سرخ کوچک تنهاست دارد تند تند نفس می زند در اتاق چشم می چرخاند جنب و جوش اهالی خانه را می بیند برق شادی در چشمان کودکان را ...هیجان رها شده در اشیا .  

 

 

صدای تیک تاک ...صدای دینگ دانگ ...ماهی دارد در آب دست و پای دایم می زند ... آی آدمها ...آدمها دارند برای لحظه تحویل سال آماده می شوند اشیا دارند آرامش می گیرند سفره  دارد رنگین تر می شود ماهی سرخ کوچک دارد در دوران دلهره آور تنگ می چرخد ماهی دارد تند تند نفس می زند ماهی دارد اضطراب بالا می آورد ماهی دارد چشمانش سیاهی می رود تیک تاک  تیک  تاک گوینده  تلوزیون ....عطر تند سبزه ....آدمهای وارونه    سفره وارونه....چشمان دو دو ....سیاهی سکوت ...آغاز سال یکهزارو سیصد و هشتادو....جسد شناور یک ماهی سرخ کوچک روی آب غوطه می خورد.


 
عناوین آخرین یادداشت ها
بازدیدکنندگان : 17768

هرمزگانی ها